نه خشم نه زيبايی...صالح وحدت

عشقت نه خشم بود نه زیبایی
عشقت ستاره بود که می تابید
در خواب عاشقان
 باری نجیب من
 مهر تو گر نبود
 سوزنده ی شبم
دیگر چه خلوتی
 ستاره ی جانم بود
 وقتی که خانه ات
 زندان دیگیریست
وقتی سیاهکاران
 راه تو را به روشنی جمع بسته اند
 تنها تویی
که زنده بودن را
 تعبیر می کنی

/ 0 نظر / 3 بازدید