راه... سيما ياری

از عمق می اید
 از زیر آن عمیق ترین لایه های خاک
از زیر لایه های فشرده
و منقبض
آن لایه های سخت که انگار هیچ چیز
یا هیچ نیرویی
قادر به خرد کردن شان نیست
از تنگنای عمق می اید
در کش مکش
ذرات سنگین را جدا می سازد از خود
 و درد ها را می گذارد
 راه می جوید
از روزن صخره
 بر سنگ می ریزد
صاف و سبک
چشمه میان کوه

/ 4 نظر / 4 بازدید
آرزو@مهرنوش

عالی می نويسی .باز هم از فروغ بنويس .سری هم به ما دو پشت کنکوری بزن ما از نظر تو استقبال ميکنيم

انيتا

قشنگ بودو عميق موفق باشی

امیر

اين همون شبنم روی يک گل هستش که به عشق طراوت ميده... واقعا توصيف قشنگی بود...