سودا زده...رهی معيری

آنکه سودا زده چشم تو بوده است منم
و آنکه از هر مژه صد چشمه گشوده است منم
 آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت
ره بسر منزل وصلش ننموده است منم
آنکه پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش
آفرین گفته و دشنام شنوده است منم
 آنکه خواب خوشم از دیده ربوده است توی
 و آنکه یک بوسه از آن لب ربوده است منم
ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک
آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم

/ 0 نظر / 3 بازدید