آری این هجرت را پایان نیست...م. آزاد

گفت فریاد زنان
این همه نیست
 آسمانی که تو می گویی در خلوت ماست
 آسمانی که به ما می گفتند
وه چه بارانی می دانستم
 که نمی داند و بیهوده سخن می گوید
گفت فریاد زنان
 اینهمه نیست
 ما به دیدار آبها آمده ایم
ما به دیدار هزاران و هزاران خورشید
 به تماشای بهار
به تماشای بهاری که زمین را به تماشا می خواند
چشمهایش را بست
 و در اندیشه ی من زورق سبزی که به آتشها آراسته بود
 به زمستان پیوست

/ 6 نظر / 4 بازدید
پس از باران

سلام خيلی زيبا بود موفق باشی از سر زدنتونم تشکر می کنم خوب می اپی قشنگه

م.ز.پ

چندوقت پیش - یعنی نزدیکی های شب یلدا - بساط جالبی راه افتاده بود به اسم « یلدا بازی » که در آن صاحبان وبلاگ ها، پنج نکته ای از خودشان را می گفتند که کسی خبر نداشت و قس علیهذا. ماجرای جالبی بود - هرچند که من در آن شرکت نکردم. حالا و نزدیکی های نوروز، می خواهم پیشنهادی بکنم و آن هم اینکه « نوروز بازی » راه بیاندازیم؛ چیزی شبیه آن یلدا بازی، اما کمی سازنده تر. از حالا تا آخر نوروز، هرکس که خاک مفتی در اینترنت دارد و می تواند، از ۵ آرزویی که برای سال جدید برای خودش، بقیه، در و دیوار، یا حتی خدا دارد بنویسد و حرف بزند؛ ۵ آرزویی که اگر محقق شوند، دنیای زیباتری انتظار آرزو کننده اش را می کشد. ۵ آرزویی که زیاد هم دور از دسترس نیستند ...

مهر

سلام مرسی سر زدی من هم هميشه ميام پيشتون موفق باشی.

zahra

salam weblogwt dar eyne sadegi koli harf dare be webe man ham sar bezan

سلام عزيزم جای ترديد وجود نداره که کارت عاليه خوشحال میشم نظرتو در مورد شعرام بدونم مرسی