برای تو این پست را می نویسم ...من و جوجو

می دونم روزی می اید که تو هم اینجوری می کنی مثل این شعر اما باور کن که

من تو رو دوست داشتم اما  نشد ...

چه کسی خواهد دید
مردنم را بی تو ؟
بی تو مردم ، مردم
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می شنوی ، روی تو را
کاشکی می دیدم
شانه بالازدنت را
بی قید
و تکان دادن دستت که
مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که
عجیب !‌عاقبت مرد ؟
افسوس
ککش می دیدم
من به خود می گویم:
” چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خکستر کرد ؟ “

حمید مصدق

/ 6 نظر / 5 بازدید
ميترا

سلام مرسی از لطفت. چرا فکر ميکنی اونی که دوست داره حتما يه روز باهات همين کار رو ميکنه ؟ چرا جلو جلو اتفاقی رو که نيافتاده پيش بينی می کنی وبعد غصه قصه ای رو که هنوز اتفاق نيافتاده می خوری؟ همه قصه ها يه جور تموم نمی شه. باورکن.

عشق خدايی

سلام دوست من ممنون که بهم سر زدين . من با خانم کاويانی هيچ نسبتی ندارم فقط يکی از طرفداراشون هستم .

ابوذر اکبری

می توانی تو به من زندگانی بخشی يا بگيری از من آنچه را می بخشی متن بود خيلی خوشحال و خوشوقت شدم از اين که شما سر زدی و نظر گذاشتی پای دل نوشته ی ما يه شعر هم از خودت بنويس بد نميشه يا يه نثر چه اشکال داره بذار ايراد بگبرن اگه حالشو داشتی شاد و سرفراز

ابوذر اکبری

سلام و سلام از اينکه شعرای به اين نابی رو انتخاب می کنيد از شاعرای بزرگ ايران و زندگينامه و اين جور حرکاتای قشنگی که کمتر باهاش آشنائيم متاسفانه کمال سپاس و مراتب قدردانی رو دارم احسنت به اين فکر خلاق تا ديداری دوباره يا حق

!!~~عشق به خدا شاهراهی به کمال~~!!

اشک ها و درد ها رنگها و باز هم رنگها .. اما این روح جوان هنوز پا بر جاست . خداوندا ببین که بنده کوچکت هنوز بر پاهای خود استوار است ... پروردگارا ... جوانه نوپای گل امید ... سخت کار میکند حتی در این بیابان بی آب و علف ... چون تو می خواهی ! چون تو آب و خورشیدش می شوی ... تو برایش دست میزنی و او مست و ترانه خوان همچنان می آید ...می آید و می آید . او که آنشب به اشکهایش میخندید تو نبودی ... بی رحمی افکار و طوفان وحشت آینده ... و گل تنهای امید که برهنه و تنها به امید روز آفتاب در آغوش کولاک میخندید ... تو برایش دست میزدی تا از پا نیفتد ... و او که به خنده هایش هم خندید تو نبودی . خدایا تو پناه گل امیدی تونگهبان خنده ها و اشکهایش و مهربان ترین در تمام لحظه هایش .... تو در صحرای سوزانش شبنم تازه عشقی .. تو تنها قرص سیمین در این شبهای تاریک اشکی... خداوندا... یاد تو نسیم مهراست سرشار از نوید آزادی.... اکنون گل امید برای دل ترانه تو میخواند .... خداوندا او که به عاشقانه هایش هم می خندد تو نیستی .

الهام

خوب خوب نازنين من! نام تو مرا مست می کند بهتر از شراب ، بهتر از تمام شعرهای ناب! نام تو،اگر چه بهترين سرود زندگی است من تو را به خلوت خدائی خيال خود: (( بهترين بهترين من )) خطاب می کنم، بهترين بهترين من !