همواره تويی...فريدون مشيری

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو می خواندم از لابتناهی
آوای تو می آردم از شوق به پرواز
شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
امواج نوای تو به من می رسد از دور
 دریایی و من تشنه مهر تو چو ماهی
وین شعله که با هر نفسم می جهد از جان
 خوش می دهد از گرمی این شوق گواهی
دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
 من سرخوشم از لذت این چشم به راهی
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
 همواره تویی هرچه تو گویی و تو خواهی

/ 1 نظر / 3 بازدید
ارزوی عاشق

سلام...خوبی...من اولين بار وبلاگ شما رو می بينم ولی خيلی به دلم نشست و سريع بهت لينک دادم...حالا اگه ما رو قابل ذونستی شما هم به من لينک بذه...منتظرتم