نامه ای برای تو... قیصر امین پور

این ترانه بوی نان نمی دهد
بوی حرف دیگران نمی دهد
سفره ی دلم دوباره باز شد
سفره ای که بوی نان نمی دهد
نامه ای که ساده وصمیمی است
بوی شعر و داستان نمی دهد :
... با سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمی دهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی دهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد ، زمان نمی دهد
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی دهد
هیچ کس برایت از صمیم دل
دست دوستی تکان نمی دهد
هیچ کس به غیر ناسزا تو را
هدیه ای به رایگان نمی دهد
کس ز فرط های و هوی گرگ و میش
دل به هی هی شبان نمی دهد
جز دلت که قطره ای است بی کران
کس نشان ز بیکران نمی دهد
عشق نام بی نشانه است و کس
نام دیگری بدان نمی دهد
جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمی دهد
نا امیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این ، نه آن ... نمی دهد
پاره های این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی دهد
خواستم که با تو درد دل کنم
گریه ام ولی امان نمی دهد ...

/ 1 نظر / 5 بازدید
سحر

(`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´) «`'•.¸.¤SAHAR ¤.¸.•'´» (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸) چشمها منتظر طلوعی دیگر نشسته اند.. کاش هیچگاه سایه ی ابری، زیبایی طلوع را از ما دریغ نکند.. روزهای زندگیت آفتابی .. آسمان دلت بی لکه ایی از ابر... و طلوع شادیهایت پاینده باد.. تا درودی دیگر بدرود. (`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´) «`'•.¸.¤SAHAR¤.¸.•'´» (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸)