دريغ...مهدی اخوان ثالث

بی شکوه و غریب و رهگذرند
 یادهای دگر ، چو برق و چو باد
 یاد تو پرشکوه و جاوید است
 و آشنای قدیم دل ، اما
 ای دریغ ! ای دریغ ! ای فریاد
با دل من چه می تواند کرد
 یادت ؟ ای باد من ز دل برده
 من گرفتم لطیف ،‌ چون شبنم
هم درخشان و پاک ، چون باران
 چه کنند این دو ، ای بهشت جوان
 با یکی برگ پیر و پژمرده ؟

/ 2 نظر / 3 بازدید
ماهان

سلام ... انتخاب خوبی بود ... عاشق بمانيد

ح

http://www.marshal-modern.net/join.htm