سهراب سپهری

....

هر کجا هستم باشم
 آسمان مال من است
 پنجره فکر هوا عشق زیمن مال من است
 چه اهمیت دارد
 گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟
 من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
 و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
 گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ‚ واژه باید خود باران باشد
چترها را باید بست
 زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
 زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
 زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه کنون است

......

/ 6 نظر / 4 بازدید
چنگ مريم

من اول... متشکرم بخاطر انتخاب زيباتون.

احرا

سلام وب لاگتون عایه متن هایی که نوشتین آدم رو تحت تاثیر قرار می ده امیدوارم که موفق باشید و اینکه هر روز بیشتر قدر اینکارا رو بدوونند دوست همیشگیت مرد همیشه عاشق احرا بهم سر بزن خوشحال می شم

بابک

از این جمله خیلی خوشم اومد میخوام برای تو هم بگم:وقتی همه مانندهم فکرمی کننددرواقع هيچکس فکرنمی کند....همین تفاوت هاست که زندگی رو جالب میکنه.. کسی که بااوخنديده ای راازيادمی بری ولی کسی که بااوگريستی راهرگز.سعی کن اونو هم که باهاش خندیدی یادت بمونه واسه یه وقت های که میخوای حال و هواتو عوض کنی لازمه... چایی رو هم سعی میکنم بعد دوباره گرمش کنم درسته تازه دم نیست ولی رنگشو داره... به این کامنت من هم سخت نگیر...مردان بزرگ به خودسخت می گيرندمردان کوچک به ديگران

محمد _مريم

ما همونیم که می تونیم پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم ما رو دست کم نگیر سلام وبلاگ قشنگی داری از نظر محتويات موفق باشی به ما سر بزن خوشحال ميشيم نظرتو بدونيم شايد دوستای خوبی برای هم شديم

آزاده

به روز شدم با يه شعر کوچولو!

لب خاموش

سلام به پرسش و پروانه پشت کردم و چشمهايم را به روي رويش ِ رؤيا و روشني بستم جره ي حنجره ام از تکلم ترانه تهي شد و ديگر شبگرد ِ کوچه ي شما، صداي آواز هاي مرا نشنيد! بگو آنوقت، با عطر ِ آشناي اين همه آرزو چه کنم؟ وبلاگ من هم به روز شده و تورا من چشم در راهم يا حق