رهی معيری

روان پرور بود خرم بهاری
 که گیری پای سروی دست یاری
و گر یاری ندارد لاله رخسار
بود یکسان به چشمت لاله و خار
چمن بی همنشین زندان جانست
 صفای بوستان از دوستان است
غمی در سایه جانان نداری
 و گر جانان نداری جان نداری
بهار عاشقان رخسار یار است
 که هر جا نوگلی باشد بهار است

/ 2 نظر / 4 بازدید
ali

شب یلدای خوبی داشته باشی

علی عراقی

دم تو و جوجو گرم و سرت سبز! شعرهایی که آورده ای، مرا به ایام کودکی و نوجوانی برد! عباس یمینی شریف و مجله پیک دانش آموز، حمید مصدق و ... خدا را شکر که هنوز آدم هایی پیدا می شوند که ادبیات خوب را می شناسند.