عشق من و تو

 

چه آسمانی...محمد علی سپانلو

از تو و بالش که با چراغ لیموها روشن می شدید
 کدام یک به سفر رفت؟
دماغه ی ملافه در این آسمان
 سفینه های جاذبه را گم کرد
چه آسمانی ! پروازهای منحنی شوق
کلاغی از دیبا
 چتری از طلا
قطار که بگذرد از بوته زار خیس
 فرو رود بالش
 به شکل خفتن تو
 پس این قرار قدیمی را به هم بزنیم
ملافه و بالش را در گنجه ها بگذاریم
 سلام بر تن تو
هنوز پاییز ، با سرانگشت ، بوسه می فرستند
 به پوست دختران زمین
 به زلف های چتری زرین
 که بین پیچه و پیشانی می رقصند
 فرودگاه کجاست
 در آسمان این بستر
 رواق های تصادف
 با پله های نقره و عاج
 که هر چه می روم پایین
 نمی رسم به زمین ؟
 کدام یک به سفر رفت
 کدام باد به رقص آورد
طلای ابریشمین و
 آبنوس کرپ دوشین را ؟

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱۱/٢٦ - حمیدرضا