عشق من و تو

 

بودا...صالح وحدت

بودای معرفت
وقتی تموج آبی را
 در خاک گذر می داد
 باور نداشت
 در پناه رویش سبزی
 قرار بیابد
 اما :
 در خود نشست
آب های جهان از سرش گذشت
بی آنکه لحظه ای به جنبش آید
چشم همیشه بست

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱۱/٢۱ - حمیدرضا