عشق من و تو

 

اعتراف نامه...ساناز کريمی

من با آسمانی سرشار از ستارگان رهیاب
 اندیشه ام را بر ضریح امامزادگان آسمانی اجداد ملولم بستم
من درختم غنچه های باغبانان همسالم
برای دشت های لخت گذشته ها سینه زدم
من دریای بیکرانی از حرف های ناگفته
خود را به سقاخانه ی متولیان فصول کتابی سرد سپردم
کنون در بامداد وجدان زمینی ام
 دلتنگی های پدرانم را از آیات فردای پسرانم خواهد زدود

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱۱/۱٦ - حمیدرضا