عشق من و تو

 

نايافته...فريدون مشيری

گفتی که :

-(( چو خورشید ، زنم سوی تو پر،

چون ماه ،شبی می کشم از پنجره سر !))

اندوه ،که خورشید شدی ،

تنگ غروب!

افسوس ،که مهتاب شدی

وقت سحر!

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱۱/۱۱ - حمیدرضا