عشق من و تو

 

امان نامه به حضرت عباس (ع)

امان دادن یعنی کسی را در کنف حمایت‏خود گرفتن.«امان نامه‏»یا خط امان،نامه‏ای‏است که در ضمن آن زنهار و امان دهند.  در فرهنگ عرب،امان دادن نیز مثل‏«جوار»وپناه دادن، سبب مصونیت جانی شخص امان یافته می‏شد.به امانی که می‏دادند،حتی‏نسبت به دشمن خویش،پایبند بودند و نقض آن را ناجوانمردی و نشانه فرومایگی‏می‏دانستند.به همین خاطر، امام حسین‏«ع‏»در نامه اعتراض آمیزی که به معاویه نوشت واو را بخاطر کشتن‏«حجر بن عدی‏»ملامت کرد،از جمله بر این نکته تاکید داشت که باآنکه به او امان داده بود،او را کشت.  به مسلم بن عقیل نیز پس از درگیری تن به تن درمیدان و کوچه‏های کوفه امان دادند.امان دهنده محمد بن اشعث بود.اما به امان وفا نشد واو را نزد ابن زیاد برده و سر انجام به قتل رساندند.  در کربلا نیز شمر،برای عباس‏«ع‏»امان‏نامه آورد ولی ناکام شد.شمر،پس از آنکه فرمان قتل حسین‏«ع‏»و تاختن بر بدن امام را ازابن زیاد گرفت تا به کربلا آید،عبد الله بن ابی محل(که از طایفه ام البنین مادر عباس بود)

آنجا بود.برای عباس و برادرانش دستخط امان گرفت و توسط غلامی نزد آنان فرستاد.

آنان با دیدن امان نامه گفتند:ما را به امان شما نیازی نیست،امان الهی بهتر از امان ابن زیاداست:«لا حاجة لنا فی امانکم،امان الله خیر من امان ابن سمیة‏».  قبل از روز عاشورا هم‏وقتی شمر پشت‏خیمه اصحاب امام آمد و عباس و برادرانش را اینگونه صدا زد: خواهرزادگان ما کجایند؟عباس و جعفر و عثمان(فرزندان امیر المؤمنین‏«ع‏»)بیرون آمدند که:

چه می‏خواهی؟گفت:«انتم یا بنی اختی امنون‏».شمر می‏خواست به بهای رها کردن‏حسین‏«ع‏»به عباس و برادرانش امان دهد.آنان نیز در پاسخ گفتند:لعنت‏خدا بر تو و امان‏تو باد.آیا به ما امان می‏دهی در حالی که پسر پیامبر را امانی نیست؟«لعنک الله و لعن‏امانک،اتؤمننا و ابن رسول الله لا امان له؟» 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱۱/٩ - حمیدرضا