عشق من و تو

 

حرف کربلا...علی محمدمودب

ظهر عاشورا تموم کائنات
خیره موندن به زمین کربلا
انگاری آسمونا حلقه شدن
برا سرخی نگین کربلا

آره، این حسینیه ، اون که گریه کرد
روی نعش اکبرش آروم و تلخ
نه فقط برای  قد جوونش
برای جوونای عراق و بلخ

نیزه‌ هایی که حسینو زخمی کرد
حالا بمب ‌افکنا رو سوار شدن
حالا با موشکا آتیش می‌ریزن
اونا که خیمه‌ ها رو آتیش زدن

مؤمن اونیه که تا جونی داره
مونده قلدر و یاغی نمی‌ شه
مرگه زندگی با ذلت برا ما
اینه حرف کربلا تا همیشه

تو دل هر ذره ‌ای یه رودخونه ‌اس
که یزیدیا جلو اون وایسادن
ماها چون برا حسین خیمه زدیم
نمی‌خوان به بچه ‌هامون آب بدن

مرگه زندگی با ذلت برا ما
اینو حنجرای خونی می ‌خونن
رمز سقاهامون اسم عباسه
اونا که فراتو بستن بدونن

شعرها از خبرگزاری مهر

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱۱/۸ - حمیدرضا