عشق من و تو

 

ماه بی گوشواره...حميد هنر جو

آه عمه ، خداحافظ عمه !
می روم پیش بابای خوبم
با تو اما کمی حرف دارد
گونه های به رنگ غروبم

عمه جان ، حرفها دارم امشب
حرفها با پدر ، با برادر
از عمو ، از نگاه قشنگش
از گلوی پراز خون اصغر (ع)

گیسویم را ببین ! رنگ خون است
اشک ، خشکیده در چشمهایم
بس برای پدر گریه کردم
آه ،  دیگر گرفته  صدایم ...

بی پدر ، بی عمو این جهان هست
آسمانی  بدون  ستاره
آه ... عمه ! مرا می شناسی ؟
این منم ! ماه  بی  گوشواره ...

درد گوش من از تازیانه
راستش  بیشتر بود  عمه
خوب می دانی آن گوشواره
یادگار  پدر  بود  عمه ... !

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱۱/۸ - حمیدرضا