عشق من و تو

 

رها ز شاخه...حميد مصدق

در آن دقایق پر اضطراب پر تشویش
رها ز شاخه بر امواج بادها می رفت
به رودها پیوست
 و روی رود روان رفت برگ
مرگ اندیش
به رود زمزمه گر گوش کن که می خواند
سرود رفتن و رفتن و برنگشتنها

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٠/٢٢ - حمیدرضا