عشق من و تو

 

پيغام...شفیعی کدکنی (م.سرشک)

خوابت آشفته مباد
 خوش ترین هذیان ها
 خزه ی سبز لطیفی
که در برکه ی آرامش تو می روید
خوابت آشفته مباد
آن سوی پنجره ی ساکت و پرخنده ی تو
 کاروانهایی
از خون و جنون می گذرد
کاروان هایی از اتش و برق و باروت
سخن از صاعقه و دود چه زیبایی دارد
 در زبانی که لب و عطر و نسیم
یا شب و سایه و خواب
 می توان چشانی زمزمه کرد ؟
 هر چه در جدول تن دیدی و تنهایی
همه را پر کن تا دختر همسایه ی تو
شعرهایت را دردفتر خویش
 با گل و با پر طاووس بخواباند
 تا شام ابد
خواب شان خرم باد
 لای لای خوشت ارزانی سالنهایی
که بهاران را نیز
از گل کاغذی آذین دارند

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٠/۱٤ - حمیدرضا