عشق من و تو

 

نميدونم

نميدونم کجای حرفها و رفتارم اشتباهه که شاهزاده عزيزم فکر ميکنه از روی ترحم دوستش دارم ؟

بهش ميگم ادمهارو دوست دارم از شادی اونها شاد ميشم از اينکه احساس کنم کسی رو خوشحال ميکنم. حرف زدن با من کسی رو شاد ميکنه و اميدوار به زندگی خيلی خوشحالم به خودم افتخار ميکنم.

اما اون فکر ميکنه برای مثل بقيه ادمهاست. اون فکر ميکنه از روی ترحم دوستش دارم. درحاليکه اينطوری نيست. مگه ميشه يه ملکه شاهزاده شهر روياهاش رو از روی ترحم دوست داشته باشه؟

جوجو تو يه چيزی بگو. تو براش بگو که پری دوستت داره به خدا نه مثل بقيه ادمها تو براش فرق داری اخه تو شاهزاده ای اونم مال شهر قصه ها و روياهای پری چطور ميشه با بقيه فرق نداشته باشی ؟

به نظر تو جوجو اشکال کار از منه ؟ من اشتباه ميکنم که اينطوری حرف ميزنم نه‌؟

جوجو به شاهزاده بگو که دوستش دارم شايد حرف تورو قبول و باور کنه.

شايد باورش بشه که الان دلتنگش هستم. چشم انتظار شنيدن صداشم. بيشتر از همه چشم انتظار ديدار روی اون هستم.

جوجو نميدونم چرا شاهزاده فکر ميکنه اگه ببينمش ديگه دوستش نخواهم داشت. اگه ببينمش اخرين ديدار ماست. اگه ببينمش اونی که هست با اونی که فکر ميکردم تو روياهام فرق داره ؟

فقط بگو بهش که دوستت دارم شاهزاده پری دوستت داره عزيز من هستی.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٤/٦ - حمیدرضا