عشق من و تو

 

آتش گل...رهی معيری

در آتشم من و این مشت استخوان بر جاست
عجب که سینه ز سوز نفس نمی سوزد
ز بسکه داغ تو دارم چو لاله بر دل تنگ
دلم به حال دل هیچ کس نمی سوزد
 به جز من و تو که در پای دوست سوخته ایم
 رهی ز آتش گل و خار و خس نمی سوزد

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٠/۱٠ - حمیدرضا