عشق من و تو

 

مـقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق

مـقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار مـن این نکته کرده‌ام تـحـقیق
دریغ و درد که تا این زمان ندانـسـتـم
کـه کیمیای سـعادت رفیق بود رفیق
بـه مؤ‌منی رو و فرصت شمر غنیمت وقت
کـه در کمینگـه عمرند قاطـعان طریق
بیا کـه توبـه ز لعل نـگار و خـنده جام
حکایتیسـت که عقلش نمی‌کند تصدیق
اگر چه موی میانت به چون مـنی نرسد
خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق
حـلاوتی کـه تو را در چه زنخدان است
بـه کـنـه آن نرسد صد هزار فکر عمیق
اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب
کـه مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق

بـه خـنده گفت که حافظ غلام طبع توام
بـبین که تا به چه حدم همی‌کند تحمیق

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٠/۸ - حمیدرضا