عشق من و تو

 

درخت...عباس يمينی شريف

به دست خود درختي مي نشانم
به پايش جوي آبي مي كشانم

كمي تخم چمن بر روي خاكش
براي يادگاري مي فشانم

درختم كم كم آرد برگ و باري
بسازد بر سر خود شاخساري

چمن رويد درآنجا سبز و خرم
شود زير درختم سبزه زاري

به تابستان كه گرما رو نمايد
درختم چتر خود را مي گشايد

خنك ميسازد آنجا را ز سايه
دل هر رهگذر را مي ربايد

به پايش خسته اي بي حال و بي تاب
ميان روز گرمي مي رود خواب

شود بيدار و گويد اي كه اينجا
درختي كاشتي،روح تو شاداب

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/٢۸ - حمیدرضا