عشق من و تو

 

مرثیه...شفیعی کدکنی

دران سپیده ی ناپایدار
تو مثل کرگدن
از بیشه پا برون هشتی
و آسمانه ی شب را
 چو آسمان سحر
شکافتی و
 شکفتی به سوی بی سویی
دران سپیده ی ناپایدار مرغی را
 به همسرایی خود خواندی
 و مرغ هیچ نگفت
و خون ز شاخه فرو ریخت
 و مرغ پر زد و از ریسمان باد آویخت
دران سپیده ی ناپایدار مردانی
 ز دور می خواندند
 هنوز نعش صداشان بر آبها جاری ست

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/٢٢ - حمیدرضا