عشق من و تو

 

ملک الشعرا بهار

مرغ سحر

مرغ سحر ناله سر كن
داغ مرا تازه تر كن
زآه شرر بار
اين قفس را
برشكن و زير و زبر كن
بلبل پر بسته زكنج قفس درآ
نغمه ي آزادي نوع بشر سرا
وز نفسي عرصه ي اين خاك توده را
پر شرر كن
ظلم ظالم ، جور صياد
آشيانم داده بر باد
اي خدا ، اي فلك ، اي طبيعت
شام تاريك ما را سحر كن
نوبهار است ، گل به بار است
ابر چشمم ژاله بار است
اين قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فكن در قفس اي آه آتشين
دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه
اي تازه گل از اين
بيشتر كن ، بيشتر كن ، بيشتر كن
مرغ بي دل ، شرح هجران
مختصر، مختصر كن ، مختصر كن

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/۱٤ - حمیدرضا