عشق من و تو

 

غوغای زمین...شهرام شاهرخ تاش

جنون شکفتن ساعت ها
 پنجره های لهیده ی صبح را
 بر قامت سرگردان دنیا باز می کند
 و طنین سفرنامه های انسان غارنشین
 از بادهای رهگذر
 و نجوای گلبرگ ها
 به گوش
 می رسد
جهان فقط کلمه ای است
 هستی یافته از الفبای نام تو
 - آزادی !
 در ناهنجاری فریادی و سکوتی
 که تو را به غوغای متورم زمین پیوند می زند
 چه اوج هایی از خاکستر عشق های همیشه
 چه آرامشی در نوحه های سیاه مرگ
و درخت ها
 هنوز
 در نجوای باد ها و ساعت ها
 ایستاده اند 
 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱٢/٢٠ - حمیدرضا