عشق من و تو

 

گر از این مـنزل ویران بـه سوی خانـه روم ...حافظ

گر از این مـنزل ویران بـه سوی خانـه روم
دگر آن جا کـه روم عاقـل و فرزانـه روم
زین سـفر گر به سلامت به وطـن بازرسـم
نذر کردم کـه هـم از راه بـه میخانـه روم
تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک
بـه در صومـعـه با بربـط و پیمانـه روم
آشـنایان ره عـشـق گرم خون بـخورند
ناکـسـم گر بـه شکایت سوی بیگانه روم
بـعد از این دست من و زلف چو زنـجیر نـگار
چـند و چـند از پی کام دل دیوانـه روم
گر بـبینـم خـم ابروی چو مـحرابـش باز
سـجده شـکر کـنـم و از پی شکرانه روم
خرم آن دم کـه چو حافـظ بـه تولای وزیر
سرخوش از میکده با دوست به کاشانـه روم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٩/٩ - حمیدرضا