عشق من و تو

 

ز دسـت کوتـه خود زیر بارم ...حافظ

ز دسـت کوتـه خود زیر بارم
کـه از بالابلـندان شرمـسارم
مـگر زنجیر مویی گیردم دست
وگر نـه سر بـه شیدایی برآرم
ز چشم من بپرس اوضاع گردون
کـه شب تا روز اختر می‌شمارم
بدین شکرانه می‌بوسم لب جام
کـه کرد آگـه ز راز روزگارم
اگر گفـتـم دعای می فروشان
چـه باشد حق نعمت می‌گزارم
من از بازوی خود دارم بسی شکر
کـه زور مردم آزاری ندارم
سری دارم چو حافظ مست لیکن
بـه لـطـف آن سری امیدوارم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۳/٢٤ - حمیدرضا