عشق من و تو

 

ما ز یاران چشم یاری داشـتیم ...حافظ

ما ز یاران چشم یاری داشـتیم
خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم
تا درخـت دوسـتی برگی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشـتیم
گـفـت و گو آیین درویشی نبود
ور نـه با تو ماجراها داشـتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشـتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگـماشـتیم
نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد
جانـب حرمـت فرونگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشـتیم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱/٢۱ - حمیدرضا