عشق من و تو

 

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن ...حافظ

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن
در راه عشق وسوسه اهرمن بسیسـت
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کـن
برگ نوا تـبـه شد و ساز طرب نـماند
ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن
تـسـبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت
همت در این عمل طلب از می فروش کن
پیران سـخـن ز تجربه گویند گفتمـت
هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کـن
بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشـق
خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن
با دوستان مضایقه در عمر و مال نیسـت
صد جان فدای یار نصیحـت نیوش کـن
ساقی که جامت از می صافی تهی مباد
چشـم عـنایتی بـه من دردنوش کن
سرمسـت در قبای زرافشان چو بگذری
یک بوسـه نذر حافظ پشمینه پوش کـن

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱/٢۱ - حمیدرضا