عشق من و تو

 

ای پیک راسـتان خـبر یار ما بـگو ...حافظ

ای پیک راسـتان خـبر یار ما بـگو
احوال گـل بـه بلبل دستان سرا بـگو
ما مـحرمان خـلوت انسیم غم مـخور
با یار آشـنا سـخـن آشـنا بـگو
برهـم چو می‌زد آن سر زلفین مشکـبار
با ما سر چه داشـت ز بـهر خدا بـگو
هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست
گو این سخن معاینه در چشـم ما بـگو
آن کـس کـه منع ما ز خرابات می‌کـند
گو در حـضور پیر مـن این ماجرا بـگو
گر دیگرت بر آن در دولـت گذر بود
بـعد از ادای خدمـت و عرض دعا بـگو
هر چـند ما بدیم تو ما را بدان مـگیر
شاهانـه ماجرای گـناه گدا بـگو
بر این فـقیر نامه آن محتشـم بـخوان
با این گدا حـکایت آن پادشا بـگو
جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک می‌فـشاند
بر آن غریب ما چه گذشت ای صـبا بـگو
جان پرور اسـت قصه ارباب مـعرفـت
رمزی برو بـپرس حدیثی بیا بـگو
حافـظ گرت به مجلس او راه می‌دهـند
می نوش و ترک زرق ز بـهر خدا بـگو

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱/۱٩ - حمیدرضا