عشق من و تو

 

سيره رسول رحمت و مهربانی

هنوز چند سالى از آغاز رسالت نگذشته بود كه آوازه پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) در سراسر گيتى طنين انداز شد. دعوت اسلامى، همه سرزمين عرب را فراگرفت و از آنجا به نقاط ديگر سرايت كرد. هيأت هاى مذهبى و قومى از نقاط مختلف به مدينه، پايگاه پيامبر(صلى الله عليه وآله) و مسلمانان مى آمدند و آزادانه به تفحّص و گفت وگو مى پرداختند و گروهى نيز آزادانه به دين اسلام مشرّف مى شدند.
پيامبر(صلى الله عليه وآله) در عين بيان دستورات الهى و دعوت همگان به حق، نهايت تواضع و فروتنى را نسبت به آنان اعمال مى كرد. خانه اى در مدينه جهت پذيرايى از ميهمانان اختصاص داد و برخى از ميهمان ها با سفارش پيامبر(صلى الله عليه وآله) در منزل بعضى از اصحاب پذيرايى مى شدند. وقتى مسيحيان به ديدنش مى آمدند، حضرت ردايش را مى گسترد و ايشان را بر آن مى نشاند. به امپراتور رم و ايران نامه مى نويسد و نام خود را بر نام آنان مقدم مى دارد و از آنان مى خواهد كه يا مسلمان شوند و يا لا اقل از جلو او كنار روند تا بتواند مذهبش را ميان ملت ها تبليغ نمايد. پيامبر(صلى الله عليه وآله) خواستار تحقّق شرايطى است كه ملت ها بتوانند در انتخاب مكتب و جهان بينى خاص خويش، تصميم بگيرند و در صورت روشن شدن حق، آزادانه عقيده توحيدى را بپذيرند و جز خداى يگانه را نپرستند و تسليم خواست و اراده او نشوند. لازمه اين رسالت آن است كه با قدرت هاى سلب كننده آزادى ملت ها كه مانع تحقيق و پژوهش و گرايش به آيين الهى مى شوند، مبارزه شود.
پيامبر همه آدميان را، بدون استثنا، همچون فرزندان دلبند و پاره تن خود مى دانست و خير و هدايت همه شان را مى خواست و چون مى ديد كه به راه گمراهى و هلاكت مى روند، سخت اندوهگين مى شد، همان گونه كه پدرى مهربان از هلاكت وتباهى فرزندانش دچار اندوه مى شود
پيامبر(صلى الله عليه وآله) در نامه هايش به رؤساى دولت هاى معاصر خويش، به قبول رسالت آن حضرت و گرويدن به آيين اسلام را خواستار مى شد و در مواردى به بقاى مُلك و سلطنت آنان تصريح و تداوم حاكميت آنان بر قلمرو سرزمين خويش را تضمين مى كرد. آن حضرت، نتيجه سرپيچى آنان از اين دعوت الهى را مجازات اخروى مى دانست; مثلا در نامه اش به پادشاه ايران و يا قيصر روم، مى فرمايد: اگر اين دعوت را نپذيرى، گناه ملّت مجوس و يا مردم مصر و... به گردن تو خواهد بود; چه اين كه با نپذيرفتن اسلام از سوى سلاطين، مردم اين سرزمين ها نيز از آزادى عقيدتى و گرويدن به اسلام محروم مى ماندند.
سيره پيامبر(صلى الله عليه وآله) گرفته شده از قرآن كريم است، كه حقّ حيات و رسميت جوامع مختلف را به صراحت تضمين مى كند. او در روابط بين الملل با ملل غير مسلمان بسيار آزاد منشانه برخورد مى كرد; مثلا وقتى پيامبر(صلى الله عليه وآله) نمايندگان جامعه نصاراى نجران را به حضور پذيرفت، اعتقاد ايشان به الوهيت مسيح را سرزنش كرد و آنان را به قبول دين اسلام فراخواند. با اين وجود، آن ها را به قبول اسلام مجبور نكرد، بلكه به عكس، به آنان اجازه داد براى عبادت به آيين خويش، از مسجد مدينه استفاده كنند.(1)
رويه مسالمت آميز پيامبر(صلى الله عليه وآله) با مخالفان سبب شد كه افراد، گروه ها و هيأت هاى مذهبى فراوانى، آزادانه به مدينه مهاجرت نمايند. برخى از اين هيأت ها، به نمايندگى از پادشاهان; مانند پادشاه حبشه و شاهان حِميَر، به مدينه اعزام شده بودند. در تاريخ حدود چهل هيأت مذهبى يا سياسى آمده است كه مدينه، شهر پيامبر(صلى الله عليه وآله) پذيراى آنان بوده است.(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 انسان دوستى در اسلام، ص179.
2 . براى مطالعه اسامى و شرح حال اين هيأت ها، به کتاب خاتم پيامبران، ترجمه حسين صابرى،، ج3، صص453 ـ 542 مراجعه نماييد.

منبع :منادیhttp://www.monadi.com/detailnews.asp?id=2943

پی نوشت : برای استفاده هر چه بیشتر  پیشنهاد می کنم حتما به سایت منادی

http://www.monadi.com/ سر بزنید

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٢/٢٧ - حمیدرضا