عشق من و تو

 

رفق و مدارا، سيره عملى پيامبراسلام

رفق و مدارا، از امورى است كه در سيره اجتماعى پيامبر(صلى الله عليه وآله) ; چه در بُعد داخلى و چه در بعد بين المللى، اهميت بسيار داشته است. همين امر موجب اصلاح جامعه، روابط و مناسبات اجتماعى بود. در غير اين صورت، زمينه اى براى هدايت و تبليغ رسالت به وجود نمى آمد. خداى متعال از خوشخويى و مداراى پيامبر، اين گونه تمجيد مى كند:
« فَبِما رَحْمَة مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ...».
«به بركت رحمت الهى، در برابر مردم نرم و مهربان شدى، و اگر خشن و سنگ دل بودى، از اطراف تو پراكنده مى شدند. پس آن ها را ببخش و برايشان آمرزش بخواه...»
رحمت و مهر او، به گونه اى فراگير بود، با كسانى كه سال ها با او دشمنى كرده بودند; مانند مشركين قريش، با گذشت برخورد كرد. در روز فتح مسالمت آميز و بدون خونريزى مكه، شخصى اين جمله را تكرار مى كرد كه:
«اليَوم يَوم الْمَلْحَمَة، اليَوم تَستحلّ الْحرمة».
«امروز روز كشتار، جنگ و انتقام است، امروز روز شكسته شدن حرمت هاست.»
پيامبر رحمت، در برابر و در ردّ اين شعار، اين جمله را فرمود:
«اليَوم يَوم المَرحمة»; «امروز روز رحمت و مهربانى است.»
بدين ترتيب، آن حضرت، جلو هرگونه خشونت و تندى در مقابل مخالفان اسلام را گرفته، نگرانى و ترس مشركين قريش را برطرف ساخت و به آنان فرمان داد:
«إذهَبُوا فأنتم الطلقاء»; «برويد كه همگى آزاديد.»(1)
پيامبر(صلى الله عليه وآله) پيام آور رحمت و محبت
خداى تعالى، رسول گرامى اسلام را رحمتى فراگير و عام معرفى كرد، كه رحمت او شامل همه انسان ها; اعم از مسلمان و غير مسلمان مى شود:
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ» .(2)
«ما تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم.»
آرى، پيامبر رحمتى است براى همه و آن حضرت در حفظ منافع و تأمين سعادت اين جهانى و آن جهانىِ همگان حريص است. خداوند رحمان، در بيان شدت شفقت و مهربانى آن بزرگوار خطاب به تمام بشر فرموده است:
« لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاّ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» .(3)
«گويى مى خواهى جان خود را از شدت اندوه از دست بدهى، به خاطر اين كه آن ها ايمان نمى آورند.»
در اينجا مى بينيم كه تأسف، دلسوزى و غمخوارى پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) نسبت به كفار و منكران حق و علاقه مندى آن حضرت به سعادت و نجات بندگان، تا چه حد كار را بر وى تنگ كرده است كه خداى تعالى او را تسليت داده و از وى دلجويى كرده است تا مبادا از شدّت اندوه و اهتمام به حال آن ها، قالب تهى كند; زيرا آن حضرت همه آدميان را، بدون استثنا، همچون فرزندان دلبند و پاره تن خود مى دانست و خير و هدايت همه شان را مى خواست و چون مى ديد كه به راه گمراهى و هلاكت مى روند، سخت اندوهگين مى شد، همان گونه كه پدرى مهربان از هلاكت وتباهى فرزندانش دچار اندوه مى شود.
و پيامبر(صلى الله عليه وآله) ، خود را مظهر تام رحمت و محبت الهى شناسانده، مى فرمايد:
«إِنَّما بُعِثْتُ رَحمة»;(4) «همانا من، رحمتى (فراگير) برانگيخته شده ام.»
سيره پيامبر(صلى الله عليه وآله) ، سيره تربيت عملى انسان است و اين تربيت در برترين و كامل ترين جلوه اش، در رفتار ائمه هدى(عليهم السلام)كه غير قابل تفكيك از سيره پيامبر(صلى الله عليه وآله)مى باشد، تجلّى پيدا كرده است. بنابراين، در اين مبحث، علاوه بر سيره پيامبر(صلى الله عليه وآله) ، به سيره امامان معصوم(عليهم السلام) نسبت به پيروان اهل كتاب نيز اشاره مى شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تاريخ طبرى، ج3، ص56.
2 . انبياء، 107.
3 . شعراء، 3.
4 . سيره نبوى، مصطفي دلشاد، ج3، ص75 .

منبع : منادیhttp://www.monadi.com/detailnews.asp?id=2944

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٢/٢٧ - حمیدرضا