عشق من و تو

 

لشگر كشي هاي كوروش كبير براي آزاد كردن ملتها در بند

هجوم اول كوروش و فتح ليدي
اولين روبرويي كوروش با پادشاه ليدي بود مورخين يوناني كه البته ليدي هم قسمتي از يونان بوده است عقيده بر اين دارند كه اول بار پادشاه ليدي دست به دشمني با كوروش زد كوروش در جنگي كه با اين پادشاه نمود به پيروزي هاي فراواني دست يافت و تفاوت اين فتح با فتوحات پادشاهان ديگر اين بود كه كشور ليدي دچار آتش سوزي و نابودي نشد و كوروش با كمال بزرگواري با مغلوبين رفتار نمود حتي خود كرزوس هم تا پايان عمر در حمايت كوروش زندگي نمود.
كوروش در اين جنگ طبق اعتراف حتي خود يونانيان كه در اين جنگ شكست خورده بودند يك فاتح نيرومند خوانده شد كه نه تنها كشورها را به راحتي و بدون خونريزي مغلوبين فتح مي كرد بلكه قلبها را هم فتح ميكرد و يك معلم اخلاق بود و امپراطوري خود را بر اساس سياست اخلاقي قرار داده بود .


حمله دوم به مشرق
حمله دوم كوروش متوجه مشرق شد قبائل وحشي وعقب افتاده گيدروسيا و باكتريا كه در نواحي مشرق سكونت داشتند سر به طغيان برداشتند و براي حفظ نظم و آرامش كشور لازم بود كه گوشمالي ببينند.
گيدروسيا شامل سرزميني است كه بين ايران جنوبي و سند واقع شده و امروز به مكران و بلوچستان موسوم است و باكتريا همان بلخ است مورخين يوناني از ين حمله كوروش نام ميبرند ولي چون به كشورشان مربوط نميشود از تفصيلات آن خودداري كرده اند حدودا بين سالهي 540 و 545 قبل از ميلاد بوده است.
رسيدن كوروش به بلخ در آنزمان در حكم رسيدن به آخرين نقطه شرق بود.

فتح بابل
در همين ايام امراي بابل و رجال آن شهر با كوروش ارتباط پيدا كرده و خواستند كه براي نجات آنها از چنگ ظلم بيل شازار دست به فتح بابل زند .
مورخين عقيده دارند كه بابل آنزمان يكي از استوارترين و محكمترين پايتختهاي دنيا محسوب مي شد ديوارهاي اطراف شهر از لحاظ استحكام و بلندي و طول و عرض از عجايب زمانه بود و محاصره بابل با اين اوصاف سالها به طول مي انجاميد.

لذا كوروش با انحراف رود دجله مجراي رود را كه به درون شهر راه داشت را براي نفوذ تعدادي از سربازان خود آماده كرد جنگاوران پارس از داخل دجله به شهر راه يافتند و در يكي از شبهاي تا جمعي كثير بدرون شهر رفتند و با گشودن سير دروازه ها كار پيان يافت و بابل فتح شد.
اسفار مقدس يهود به ما ميگويد كه ظهور كوروش در فتح بابل بدست او معجزه ي از جانب خداوند بوده است.

 بدينطريق پس از هفتاد سال دوران بندگي يهود پايان پذيرفته و اورشليم از نو آبادان مي گردد يهود عقيده دارد كه آنچه واقع شد مصداق همان پيشگوئي هايي است كه يشيعاه صدوشصت سال پيش و يرمياه شصت سال قبل وقوع آنرا خبر داده بودند.
كوروش پس از فتح بابل كليه اموال و اثاثيه معابد را كه توسط بختنصر ضمن خرابي معبد مقدس اورشليم به غارت رفته بود به يهود بازگرداند.
كتاب عزرا ميگويد : كوروش شاهنشاه پس از فتح بابل در سير كشورها اعلام داشت كه خداوند آسمان تمام كشورهي دنيا را بدست من سپرد و فرمان داد تا بري پرستش او معبد مقدس را در اورشليم بپا سازم.
خلاصه پس از فتح بابل يهود از اسارت و بندگي آزاد شد و كوروش و ديگر پادشاهان هخامنشي در ساخت و اتمام معبدو ياري يهود اهتمام داشتند.

حمله سوم به شمال
مورخين يونان از حمله سوم كوروش كه براي اصلاح اوضاع ماد صورت گرفته نيز خبر ميدهند اين لشگركشي بايد متوجه شمال باشد زيرا ماد در شمال پارس قرار داشت و حدود آن به كوه هاي شمال كه متصل به درياي خزر و درياي سياه ميشوند مي رسيد.

اين نواحي بعدها قفقاز و باصطلاح پارسيان كوه قاف موسوم گشت احتمالاً در اينجا بوده كه سد ياجوج و ماجوج توسط كوروش ساخته شده چرا كه اين سد در اين محل بوده است ولي مورخين يوناني به جزئيات اين حمله اعتنايي نكرده اند چرا كه قدرت پارس به درجه ي رسيده بود كه براي يونانيان خوشايند نبوده است زيرا بعد از اين حمله كوروش كبير به تمامي دنياي آباد آنروزها تسلط يافته بود و كشوري نبود كه او فتح نكند .
اگر هم مورخين ايراني آنروزها مطلبي را ثبت كرده بودند تمامي آنها توسط اسكندر راهزن نابود و تحريف شده است جز عظمت كوروش كه غير قابل انكار بوده است ولي از آنچه كه باقي مانده حملات و فتوحات كوروش در جهاتي است كه با آيات مبارك قران برابري مي كند و ما مي توانيم به كوروش كبير و ايراني بودنمان و اينكه ايرانيان هميشه براي انسانيت افتخار آفرين بوده اند افتخار كنيم

منبع:http://www.taksavar.com/koorosh_enemy.html تكسوار

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٢/۱۳ - حمیدرضا