عشق من و تو

 

اینجا تولدی هست...مصطفی موسوی

اینجا سرور و شادی
خاک وجودم اما
دربهت سوگواری
آرام گفتم با تو
بر سنگ قبر قلبم
باران اثر ندارد
همیشه با تو بودم
قلبت خبر ندارد
شاید که با تو ریزد
سقف سیاه خاکم
محتاجم تا بسوزی
در حسرت نگاهم
نغمه شگون ندارد
وقتی شعار فروشی ست
مرثیه بی توجه
به لحظه ی خاموشی ست
شاد و صبور و شفاف
نفرین بر آن صدایت
محتاج درد خویشم
نعشت خبر ندارد
من و چرا و چون ... چیست ؟
اون گل که همیشه باقیست !
دیگر که اسمش گل نیست !
لبخند بزن شرارت
وقت جنون رسیده
سرشارم از شعرت اما
جوهر به خون رسیده

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٢/۱۱ - حمیدرضا