عشق من و تو

 

 

من :  روز سپندارمذگان رو به تمام خانمهایی که اینجا رو می خونند تبریک میگم.

جوجو:سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند.

در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی

نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. خوب فردا سپندارمذگان هستش  طبق قولمون

 می خواهم بهتون هدیه بدم البته از نوع اینترنتیش خوب اول بیاید  بشنید روی این

تخت شاهی   یا بهتره بگم  تخت طاووس. (البته به نوبت  و شلوغ بازی هم سر صف در نیارید)

و بعدش اما هدیه هاتون . هدیه اول می رسد به( اینجا باید یه کم مکث بکنید و ذوق زده بشدید)

مرجان خانم و بعدیش  باز مرجان خانم و باز مرجان خانم بعدیش  مهرناز خانم  و بعدیش

هم مهرناز خانم و بعدیش هم برای نارسیسا و نارسیسا و این هدیه هم  نیلا خانم و

باز نیلا خانم و این هدیه هم برای مامان آرمین و مامان آرمین و این هم برای مامانی عاشق

 و  مامانی عاشق این هم برای همه افرادی که اینجا رو می خونند

 

 یه چیزی  یادتون نره این فنجون قهوه توی عکس  برای من  هستش ها

من : یک همیشه یک است . شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد اما بعضی اوقات می

تواند خیلی باشد . یک نگاه . یک سرنوشت . یک خاطره . یک دوست. (افی که برام فرستادن) همیشه

باید یادمون باشه که یک ایرانی هستیم  فارغ از هر قوم و طایفه و ایلی و شهری که درش زندگی

می کنیم  ما ایرانی هستیم و باید سنت ها و رسوم و رفتار نیاکان ایرانی مون رو ادامه بدیم و هیچ وقت

فراموش نکنیم.  و اگر فراموش کردیم و فردی به یادمون اوردش  دیگه نباید از یاد ببریم.  انسانها در طول

تاریخ با جشن ها و آیین و رسومی که بین خودشون  ایجاد کردند  سعی در این داشتند که مردم یک

شهر یا  کشور  و یا یه منطقه  خاص رو بهم نزدیک تر بکنند و  نذارند که افراد تنها باشند  همگی در این

جشن ها و آیین ها  به یاد بیارند که همه می تونند شاد باشند و همه می تونند این شادی رو بین

خودشون تقسیم بکنند و همه سهمی از این شادی دسته جمعی داشته باشند... سپندارمذگان

رو به همه شما شاد باش می گم و ارزو می کنم که هیچ فردی تنها نباشه یا احساس تنهایی نکنه...

 جوجو: در ضمن گوش های من خوب می شنوه . من بلد نیستم کمک کنم من هان ؟ منی که 

از بس کار و تلاش می کنم   می خواستند سری جدید کار و اندیشه برم بازی بکنم واقعا از شما

انتظار نداشتم  واقعا که چقدر   دلم رو شکستی برو  دیگه ( من نشنوه ها اگه می خواست

کمک بکنه چرا من رو می اندازه وسط هان ؟!  دستت درد نکنه که گفتی کمک نمی خواهی و گرنه

مجبورم می کردش برای کمک  پرواز بکنم بیام اونجا)

من : چی گفتی ؟

جوجو:هیچی

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱۱/٢۸ - حمیدرضا


 

من : قبول دارم  که داخال نوشته های من غلط املایی و دستوری زیاد  هستش با اینکه نمی خواهم

 این کار رو  براش عذر بیارم  اما واقعیتش این که  من وقتی توی نت میام  و وارد صفحه مدیریت وبلاگ

میشم  شروع به نوشتن می کنم و بعدش هم سریع  گزینه ثبت  مطلب رو می زنم  چون اگه بخواهم

دوباره این نوشته خودم رو بخونم  مطمئن باشید که احتمال اینکه از هر ۱۰۰ نوشته ام  ،یکیش

رو آپلود کنم وجود داره و بقیه نوشته ها همش پاک میشه . می دونم درست نیستش اما واقعیتش

به علت اینکه ممکنه این وبلاگ سالی یک بار هم به روز نشه به خاطر همین بعد از نوشتن  چیزی

اون رو نمی خونم... راستی یه چیزی بلیت  درسته  نه مثل من بیلیت یا بلیط .( چند سالی هستش

که از ط  استفاده نمی کنند احتمالا به خاطر بحث هایی که درباره آیین نگارش بین استادهای زبان

پارسی زیاد هستش)

جوجو: این ورقه های امتحانیش رو از دوره راهنمایی تا دبیرستان   نگه داشته . چند وقت پیش بودش

داشتم ورقه امتحان تاریخ سال دوم راهنمایش رو می دیدم که بیست شده  ، دریغ از یک دونه اسم

که درست نوشته باشه نمی دونم معلمشون چطوری بهش ۲۰ داده کاش میشد ورقه رو می دید

من :  من همیشه  نمره درس پارسی و دستور زبان پارسی ام خوب بوده و بالاترین نمره کلاس رو

می گرفتم. یادش بخیر سال سوم دبیرستان یه معلم خیلی با حال و خوب داشتیم یه چند باری

سر کلاس درس زبان پارسی  ازم چند تا سوال  توی چند هفته مختلف پرسیده بودش . توی اون کلاس

یه نفر هم بودش که اسم فامیلش با من یکی بودش . هر بار که اسم فامیل من رو صدا می زدش بلند

میشدم و جواب سوال رو می دادم. یه بار که بلند شدم که تا جواب بدم بهم گفتش : تو پسر خوبی

هستی من این چند بار نمی خواستم ازت بپرسم  اما تا ا گفتم بلند شدی و جواب دادی

من هم بعد از جواب سوال نسشتم و دیگه هر وقت  اسم فامیل من رو صدا می زدش بلند نمی شدم

که جواب بدم( راستی اگه جواب نمی دادی نمره منفی بهت می دادش به خاطر همین گفتش که

نمی خواستم ازت بپرسم البته من نمره منفی نمی گرفتم ها)

جوجو: خوب آخه چقدر بهانه اوردن به جای این کار برو سریعتر یه لباس برای خودت بخر . چند روزه داره

می ره بیرون  تا یه لباس بخره اما هنوز نتونسته که چیزی انتخاب بکنه

من : آخه سخته.  اگه  بخواهم شلوار لی یا کفش یا چیز دیگه انتخاب بکنم برام خیلی راحت و آسان

هستش اما نمی دونم چرا می رسم به پیهراهن یا تی شرت خریدن  اصلا نمی تونم انتخاب بکنم  و

بیشترا هم وقتی چیزی خریدم  از خریدش ناراحت هستم و انگار که سر اجبار خریده باشم

جوجو: ببین به نظرم بهتره بری خودت رو بکشی

من:

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱۱/٢٧ - حمیدرضا


 

 هر چند مال من نشدي ولي ازت خيلي چيزا ياد گرفتم. ياد گرفتم به خاطر کسي که دوسش

دارم بايد دروغ بگم. ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. ياد گرفتم تو

زندگيم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه اي بشکنم. ياد گرفتم گريه

هاي هيچ کس رو باور نکنم. ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم. ياد گرفتم هر روز دم از

عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم 

 سا قيا امشب صدايت با صدايم ساز نيست,.. يا كه من بسيار مستم يا كه سازت ساز نيست,..

ساقيا امشب مخالف مي نوازد تار تو,.. يا كه من مست و خرابم يا كه تارت تارنيست

 وقتی با یک انگشت به سمت کسی اشاره مي کنی و مسخرش ميکنی اگه خوب به دستت

دقت کنی سه تا انگشتت به سمت خودته

 اگه خواستي تو دل يكي جا بگيري , يكي رو انتخاب كن كه دل بزرگي داشته باشه , تا واسه اين

که تو دلش جا بگيري مجبور نشي خودتو کوچيک کنی

آنگاه كه دوست مي داري همواره كسي به ياد تو باشدبه ياد من باش كه من هميشه به ياد تو

هستم از طرف بهترين دوست توخدا (سوره بقره-آيه 152)

 واسه شکوندن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواي ولي براي اينکه از دلش در بياري... شايد

هيچ وقت فرصت نباشه. 

 انسان با 3 بوسه تكميل ميشود: 1)بوسه ي مادر كه با آن پا به عرصه خاكي ميگذارد 2) بوسه

ي عشق كه با آن يك عمر زندگي ميكند 3)بوسه خاك كه با ان پا به عرصه ابديت ميگذارد


 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱۱/۱٦ - حمیدرضا